X
تبلیغات
راهـــــــی به دریا

راهـــــــی به دریا

وب نوشت های همسر یک طلبه

این "یاء" دوست داشتنی...


همیشه این حرف شیطان توی گوشم بود که " الّا عِبادَکَ مِنهُم المُخلَصین"*

و بعد راحت -خیلی راحت- قید خودم را میزدم که: ما کجا و مخلَصین کجا. حتی فکرش هم...

صحبت های حاج آقا دریچه جدیدی به دلم باز کرد.

اونجا که خدا در پاسخ همین ادعای شیطان - یعنی در ادامه سوره - میزند توی دهن شیطان و میگوید:

"انّ عِبادی لَیس لَکَ عَلیهِم سُلطان"

یعنی ای شیطان ! خیالهای زیادی برت ندارد. بندگان مخلَص که جای خود را دارند. تو بر هر بنده ای که خودش را به من وصل کند تسلطی نخواهی داشت.

کافی ست بشود عبد من.

خودش را متصل کند به من.

بشود مال من.

. . .

آه که چقدر دلم میخواهد مال تو باشم...


*سوره مبارکه حجر آیات 39/40/42 :
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ 
*
إِلاَّ عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ 
* .......*
إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ إِلاَّ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْغَاوِينَ
*

(شیطان)گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان می آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت*
مگر بندگان مُخلَص تو را از میان آنان * ......*

(خداوند فرمود:) در حقيقت تو را بر بندگان من تسلطى نيست، مگر كسانى از گمراهان كه تو را پيروى كنند*


+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1392 ساعت توسط راحله |


آزمودم دل خود را به هزاران شیوه...


اینم یکی دیگه از چیزایی که دوست داشتم داشته باشم...

آه خدایا...

پس چرا این دل هنوز راضی نیست؟...


*عنوان مصرعی است از یکی از اشعار مولانا
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه/هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد

+ نوشته شده در پنجشنبه 8 فروردین1392 ساعت توسط راحله |


برکت

برای گرفتن بچه ی اول، رفته بودند مشهد.

برای درخواست فرزندِ دوم، خدا کربلا را نصیبشان کرد...


داستانک واقعی که برای یکی از دوستان طلبه مان اتفاق افتاد.

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 دی1391 ساعت توسط راحله |


قَالَ حَمَّادِ بْنِ عيسَى :
‏دَخَلْتُ علَى أَبِي الحسَنِ مُوسَى بْن جَعْفَر ع بالْبصرَةِ فَقُلتُ لَه :
جُعِلْتُ فِدَاك ادْعُ الله تَعَالى أَنْ يَرزقَنِي دَاراً وَ زَوجةً وَ ولَداً وَ خَادماً وَ الحَجَّ في كُلِّ سَنَةٍ
قَالَ فَرفعَ يده ثُمَّ قالَ: اللهُمَّ صلِّ على محمّد وَ آلِ محمَّد و ارْزق حَمَّاد بْن عِيسى داراً و زَوجةً و ولداً و خادِما وَ الحَجَّ خَمسِينَ سَنة

حماد بن عيسى گفت:
خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السّلام رسيدم در بصره، عرضكردم:
آقا فدايت شوم از خدا بخواه بمن منزلى و همسرى و فرزند و خدمتكار عنايت كند و هر سال موفق بزيارت خانه خدا شوم.
امام عليه السّلام دست خود را بلند نموده گفت:
اللهم صل على محمّد و آل محمّد خدايا حماد بن عيسى را منزل و همسر و فرزند و خادمى با پنجاه سال حج خانه خود روزى فرما    !

.  .  .  

کاش یاد بگیرم از جناب "حمّاد بن عیسی"
که خانه و زندگی و روزی ام را بواسطه شما از خدا بگیرم

کاش شما برایمان دعا کنید...

 

* ادامه: حماد گفت: همين كه قيد كرد پنجاه سال فهميدم بيش از پنجاه سال حج نخواهم گزارد. هم اكنون چهل و هشت حج بجاى آورده ‏ام، اين خانه من است كه بدعاى آن آقا نصيبم شده و زنم پشت پرده صدايم را ميشنود و اين فرزند و اين كنيز من است تمام آنچه دعا كرد نصيبم شد. بعد از آن دو سال ديگر بحج رفت تا پنجاه سال تمام شد و قبل از حج پنجاه و یکم از دنیا رفت.

*بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏48، ص: 48

+ نوشته شده در سه شنبه 23 آبان1391 ساعت توسط راحله |


صِله

نام دخترش را معصومه گذاشته بود؛
نام پسرش را محمد رضا.

اولین روز دهه کرامت، روز میلاد بانوی خوبیها، حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپردندش...


بزرگواری میکنید اگر در آستانه روز عرفه، چهلم عمه عزیزم فاتحه ای مهمانش کنید...

+ نوشته شده در چهارشنبه 3 آبان1391 ساعت توسط راحله |


همنشین ِ دل


خاکی همنشین تو شد،
عطرش
اینگونه زمین و زمان را برداشته است؛
وای اگر دلی...


صلّی الله علیکَ یا مولایَ یا اباعبدالله الحَسین(علیه السلام)

+ نوشته شده در جمعه 24 شهریور1391 ساعت توسط راحله |


خورشید به من بتاب و تطهیرم کن...


الِامام
.
.
.
.
.
الشمسُ المُضيئة


*امام ، خورشیدی ست فروزنده...
*نور خورشید در فقه- با شرایطی- جزء مطهِّرات(یعنی پاک کننده ها) ست

*اصول کافی، کتاب الحجة، باب نادر جامع فی فضل الامام، حدیث 1 

+ نوشته شده در سه شنبه 21 شهریور1391 ساعت توسط راحله |


مهمد محتی با سوات





۲۳ دقیقه
۱۴:۴۵ محمدمهدی: sghl fhfh
۱۴:۴۶ بابایی: سلام بابا جان
  خوبی؟
 محمدمهدی: hvi
 بابایی: بابا چرا فارسی نمی کنی
۱۴:۴۷ محمدمهدی: دستارم(دوست دارم)
۱۴:۴۸ بابایی: من هم دوسِت دارم بابا جان
  خیلی دوست دارم
  خیلی خیلی دوست دارم
۱۴:۴۹ محمدمهدی: دسدارم که اکلس یهرفبزنم(دوست دارم که انگلیسی حرف بزنم)
۱۴:۵۰ بابایی: آخه من نمی فهمم چی می نویسی
 محمدمهدی: باش
۱۴:۵۱ بابایی: عیب نداره انگلیسی بنویس
۱۴:۵۲ محمدمهدی: فارسی مخا بنوسم(فارسی میخوام بنویسم)
  فارسی بحتره(فارسی بهتره)
۱۴:۵۳ بابایی: باشه
  پس فارسی بنویس
 محمدمهدی: x-( :) <3(چند شکلک عصبانی گل و..)
۱۴:۵۴ بابایی: چرا خشمگینی بابا؟
۱۴:۵۵ محمدمهدی: :)(لبخند)
 بابایی: آهان
  این شد
۱۴:۵۶ محمدمهدی: دس تتدردن کنه :D :P ;) :-o :D(دستت درد نکنه+چند تا شکلک!)
 بابایی: ممنون بابایی
۱۴:۵۷ دست خودت درد نکنه
  :)
 محمدمهدی: خاهش مکنم(خواهش میکنم)
۱۴:۵۸ بابایی: ‫سلامت باشی انشالله‬
۱۵:۰۰ محمدمهدی: کار دام خدافز(کار دارم خداحافظ)
 بابایی: ‫خداحافظ بابا جان‬
۱۵:۰۱ محمدمهدی: :D :)
۱۵:۰۲ بابایی: ‫:) <3 :)‬
این دو سه ماه که همسرم تبلیغ رفتن و دوریم ازهم، از طریق اینترنت صحبت میکنیم(همون چت) محمد مهدی هم پای تقریبا ثابت ماجراست. تا متوجه میشه که بابایی به قول خودش آی لاینه(آنلاین) سریع می پره وسط و میگه مامان به بابا بگو من چترِ(چت) نوشتنی میکنم. با اینکه مدت ها بود که جسته و گریخته برای یاد گرفتن خواندن و نوشتن  باهاش در قالب بازی کار می کردیم ، اما در سفر کربلا بود(4 سال و هفت ماهگی) که یهو برای اولین بار یه چیز درست و حسابی نوشت. عکس این پست، همون تقریبا اولین نوشته است .
حالا کسی هست که متوجه بشه مضمون نوشته ی به قول خودش "مهمد محتی" باسوات رو؟
جایزه نقدی!: یک زیارت به نیابت در حرم مطهر بانو حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)


بعدا نوشت: متنِ نوشته :امرز 42 اسو کرولا 90ا = امروز 24 اسفند کربلا 90

+ نوشته شده در چهارشنبه 15 شهریور1391 ساعت توسط راحله |


عرصه ی بندگی خداوند...

پیامک زده بود:

دخترکم، قدم به عرصه ی بندگی خداوند گذاشت.
دعا کنید مایه سربلندی دنیا و آخرتمان باشد.

سرخوش شدم از این تعبیر لطیفِ دوست داشتنی...

پ.ن: لینک ندادم چون دیدم توی وبلاگ خودت و نی نی خبری نیست هنوز.
از صمیم قلب تولد دخترک نازنینتو تبریک میگم + آمین بلند برای دعای قشنگت

+ نوشته شده در جمعه 10 شهریور1391 ساعت توسط راحله |


هر که دل آرام دید...از دلش آرام رفت...



سلام خدا بر تو!
که نا آرامی های نویدبخش این روزهای جهان اسلام را،
مدیون
دلِ آرام توایم....



*دل آدم را می برد این جمله با صلابت آقا:  "قدر الله ان الفلسطین سوف تحرر"  تقدیر خدا برآن است که فلسطین آزاد خواهد شد(+)
*اماما، رهبرا! به شما اطمینان میدهیم که در راهپیمایی روز قدس امسال با مشت هایی گره کرده تر از هر سال خواهیم آمد
...
+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1391 ساعت توسط راحله |



اَلّلهمََّ اِنِّی اَسئَلُکَ خُشوعَ الإیمان
قبلَ خُشوعُ الذُّلِّ فِی النّارِ
*

...

گویی خشوع، تقدیر ِ نوشته شده بر آدمی ست
اگر در دنیا با اختیار و اراده و علاقه لباس ایمان بر تن نکرد و خاشع نشد
روزی -که دیر نخواهد بود- در مقابل آتش به زانو در خواهد آمد...


*خدایا از تو خواهم فروتنی ِ ایمان به تو را

پیش از آنکه خواری در دوزخ فروتنم گرداند

فرازی از دعای سحر ماه مبارک رمضان

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 مرداد1391 ساعت توسط راحله |